وقتی افسردگی به چهره ها رحم نمی کند!

» وقتی افسردگی به چهره ها رحم نمی کند!

افسردگی آدم مشهور و غیر مشهور نمی شناسد. وقتی قرار باشد بیاید و فردی را درگیر کند می آید بدون اینکه به موقعیت افراد توجهی داشته باشد. از همین رو در طول تاریخ سیاستمداران و هنرمندان بسیاری در عرصه های مختلف بوده اند که با این مشکل دست و پنجه نرم کرده اند. در همین راستا شاید برایتان جالب و غافلگیر کننده باشد اگر بدانید که افرادی مانند آبراهام لینکلن، چارلز دیکنز و ایزاک نیوتن از جمله کسانی بوده اند که با بیماری افسردگی مواجه شده و با آن مبارزه کرده اند.

به این ترتیب برخی از این چهره های آشنا در نهایت موفق شده اند خودشان را از بند این احساس شکننده خلاص کنند و به نوعی بر بیماری چیره شوند در حالی که برخی دیگر زمان بیشتری را صرف مبارزه با این بیماری کرده اند. در این لیست نام هایی بسیار سرشناس به چشم می خورند که هر کدام جزو چهره هایی هستند که در زمینه کاری خود افراد بسیار تاثیر گذاری بوده اند. در ادامه با برخی چهره های آشنای جهان که با مشکل افسردگی دست و پنجه نرم کرده اند بیشتر آشنا می شوید.


آبراهام لینکلن رئیس جمهور افسرده ایالات متحده

دوستان آبراهام لینکلن به خوبی از تقلای او در برابر سودا زدگی آگاه بودند. او به راحتی در بین جمع به گریه می افتاد و زمانی که مردی جوان بود بیش از یک بار برای خودکشی اقدام کرده بود. در زندگی روزانه اش گاهی رفتارهای عجیبی از خود بروز می داد از جمله این که در موقعیت های نامناسب جوک یا داستان های عجیب تعریف می کرد. پژوهشگران روی این موضوع توافق دارند که آبراهام لینکلن از افسردگی رنج می برده. بر اساس آنچه که در فاصله سال های 1935 تا 1940 توسط او ثبت شده، نشانه هایی همچون درماندگی، فکر کردن به مرگ و بی ارزش بودن از سوی لینکلن بروز داده شده است. همچنین شعری که با مضمون خودکشی در سال 1838 منتشر شده به لینکلن نسبت داده می شود. رئیس جمهور وقت آمریکا در سال 1841 از یک دکتر برای مشکل خود کمک گرفت. در عین حال تمرکز روی کارهای قانونی به لینکلن کمک کرد تا در روزهای بد روحی خود شرایط بهتری پیدا کند. در سال 1854 او از انرژی خود برای مبارزه در مقابل برده داری استفاده کرد. او در حین سخنرانی های خود بسیار احساساتی صحبت می کرد به طوری که حاضران می توانستند به راحتی درد و غم لینکلن را احساس کنند. زمانی که به عنوان رئیس جمهور انتخاب شد به این موضوع باور داشت که خداوند او را به جلو پیش می برد، لینکلن در حالی که هرگز نتوانست بر بیماری خود چیره شود از انرژی اش برای رتق و فتق امور کشور داری و البته در راه مبارزه با برده داری که در آمریکا تاریخ ساز شد استفاده کرد.


ویرجینیا وولف چند دندانش را برای درمان افسردگی کشید!

در ژوئن سال 1992 جورج ساوج، روانپزشک ویرجینیا وولف از این نویسنده خواست تا سه عدد از دندان هایش را بکشد چون او معتقد بود دلیل افسردگی و تغییر حال روحی این نویسنده به دلیل عفونت موجود در دهانش است. این پزشک همچنین بر این عقیده بود که دلیل تبی که وولف تمام تابستان به آن دچار شده بود به مشکلی بر می گشت که در دندان هایش وجود داشت. به همین دلیل وولف مجبور شد از دندان مصنوعی استفاده کند. او در خاطرات روزانه اش از این تجربه اینطور می نویسد:" افسردگی بازگشت از رادمل (دهکده ای در انگلستان) همیشه حاد است. شاید این دلیل ادامه داشتن تب باشد. بیهوده سه دندانم را از دست دادم. به این دلیل که شاید دلیل بالا و پایین شدن وضعیت روحی من باشد. با این حال روزها در رادمل به خوبی گذشت."

برخی از پژوهشگران بر این باورند که ویرجینیا وولف به افسردگی مانیک دچار بوده است. او دست کم یک بار به افسردگی اش اشاره کرده و آن را غم و اندوه خوانده و باور داشته تنها راهی که می تواند با آن زندگی اش را ادامه بدهد نوشتن است.

وولف سال ها با تشخیص های اشتباه پزشکان در خصوص بیماری اش در کش و قوس بوده است. شاید به همین دلیل وقتی در سال 1941 به لحاظ روحی کاملا در هم شکست از درمان پزشکی خودداری کرد. در حالی که همسرش بالاخره او را متقاعد کرد تا با یک پزشک ملاقات کند، صبح فردای همان روز وولف در حالی که 59 ساله بود خودش را غرق کرد.


زیگموند فروید با افسردگی اش چه کرد؟

بر اساس آنچه که ارنست جونز نویسنده کتاب زندگی و کار زیگموند فروید نوشته است، فروید سرشناس از افسردگی و البته حملات اضطرابی گاه به گاه رنج می برد. فروید روانکاو به همین دلیل به کوکایین پناه برد!

با این حال مواد مخدری همچون کوکائین آنطور که فروید تصور می کرد درمان دردش نشد و او را دچار دردسرهای دیگری کرد. با این حال آنچه فروید را از بیماری رها کرد شناخت و اعتباری بود که از همتایانش به دست آورد. شرایط روحی فروید بعد از این که در زمینه روانکاوی و رؤیا به اقتدار کاری رسید بهبود یافت. در عین حال برای افرادی که از طرف جامعه جایگاه مقبول و منزلت پیدا می کنند رهایی از بیماری افسردگی راه حل غیر ممکنی نیست. این همان اتفاقی بود که برای زیگموند فروید افتاد.


ایزاک نیوتن از مسمومیت جیوه رنج می برد یا افسردگی؟

ایزاک نیوتن در سال 1693 یک فروپاشی عصبی را تجربه کرد. هرچند مشخص نیست این مشکل به دلیل افسردگی او بود یا ۀزمایش هایی که با جیوه انجام می داد. او هر آزمایشی را بیش از 100 بار انجام می داد، به ه مین دلیل تئوری هایی وجود دارد مبنی بر اینکه نیوتن دچار مسمومیت جیوه شده بود چرا که علائمش بهبود پیدا نمی کرد.

در عین حال بر اساس یک پژوهش نیوتن از علائم افسردگی رنج می برد. علائمی مانند بی خوابی، فاصله گرفتن از دوستان نزدیکش، از دست دادن اشتها و این باور که دیگران همه علیه او هستند همگی نشانه هایی جدی از بروز بیماری افسردگی در نیوتن بود. دیگر کارشناسان بر این باورند که نیوتن از افسردگی مانیک در عذاب بوده است. نیوتن همچنین در کودکی وضعیت روحی شکننده ای داشته. پدر نیوتن وقتی سه ماهه بود از دنیا رفت و مادرش نیز در فاصله سنی سه تا یازده سالگی او را ترک کرد و همه اینها باعث شکنندگی روحی او در دوران کودکی اش شد. نیوتن بعد از بهبود از فروپاشی عصبی حرفه اش را رها کرد و در نهایت به عنوان استاد مشغول به کار شد.


سقوط جورجیا اوکیف بعد از خیانت همسر!

در اواخر دهه 1920 زمانی که نقاش سرشناس آمریکایی متوجه شد همسرش با یک زن جوانتر به او خیانت کرده است عزت نفسش را از دست داد. او به دلیل افسردگی در بیمارستان بستری شد و بارها به جنگ با بی خوابی و خشم و عصبانیت رفت. اوکیف کمی بعد در وصف حال خود طی نامه ای برای همسرش نوشت:

"من دیگر بیمار نیستم، همه چیز در من دوباره شروع به حرکت کرده است."

اوکیف انرژی اش را وقف کارش کرد و برای این منظور منطقه جنوب شرقی آمریکا را انتخاب کرد. او به نیومکزیکو رفت و مناظر زیبایی را در این منطقه نقاشی کرد. اوکیف همچنین در نیومکزیکو به دلیل افسردگی در یک مرکز بهداشت روان بستری شد.


کافکا چطور با افسردگی اش مبارزه کرد؟

فرانتس کافکا بابت داستان متامورفیسم (رمان مسخ) به شدت مشهور است. او مردی بسیار باهوش بود که به دلیل خشم اجتماعی خود بیشتر عمرش را در تنهایی سپری کرد. او در عین حال با افسردگی در نبرد بود. گمانه زنی ها حکایت از این دارد که کافکا بعد از اینکه بیماری سل گرفت به افسردگی نیز مبتلا شد. او فردی مالیخولیایی بود که با مشکلاتی مانند میگرن، التهاب و بی خوابی که همگی ناشی از استرس نوشتن هایش بودند دست و پنجه نرم می کرد. پدر کافکا فردی فحاش بود، نامزدش نیز در نهایت به دلیل مشکلاتی که با شرایط روانی وی داشت او را ترک کرد. ورزش هایی مانند شنا کردن و پیاده روی به همراه نوشتن راهکارهایی بود که کافکا از آن ها بهره می برد تا وضعیت روانی اش را ارتقا بدهد و البته موفق هم شد.


تسلیم در برابر افسردگی

اگر طرفدار سینمای کلاسیک و موزیکال دهه 1930 باشید حتما جودی گارلند را می شناسید. بازیگری که در نوجوانی فعالیت هنری اش را آغاز کرد و خیلی زود به استودیوهای فیلم سازی هالیوود راه پیدا کرد. او نه تنها بازیگر با استعدادی بود بلکه در حوزه موسیقی نیز فعالیت می کرد.

گارلند با همه موفقیت هایی که در سینما و موسیقی داشت یکی از محزون ترین ها در عالم سینما بود. او بعد از از دست دادن پدرش دچار افسردگی شد. غم از دست دادن پدر در کنار مشقت هایی که برای کنترل وزن تجربه می کرد از یک سو و از سوی دیگر مصرف آمفتامین از او فردی بیمار و وابسته ساخت. این ماجرا به حدی پیش رفت که او بدون استفاده از داروهایش نمی توانست روز و شب را بگذراند و حتی راحت بخوابد. جودی تقریبا بخش زیادی از زندگی خود را با افسردگی پشت سر گذاشت. این ماجرا روند زندگی و کار او را نیز مختل کرد و باعث شد او یکی دو بار دست به خودکشی یزند. تجربه هایی که اگر چه ناکام ماند اما سرانجام در سال 1969 به واقعیت تبدیل شد و او توانست با مصرف بیش از حد دارو به زندگی اش پایان دهد. البته رسانه ها در آن سال ها اعلام کردند که او به دلیل مصرف تصادفی دارو از دنیا رفته است.

نظرات
arrow محمدرضا گودرزی   بسیار تاثیر گذار
آخرین مطالب این وبلاگ